انتخاب...

دانش آموزانی کودن و بازیگوش

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

جمع گشتند و بهم گفتند

 

" که الفبا را باید کشت "

 

زان میان گفت یکی شیطان تر

 

که الفبا کشتن بی معنی است

 

" باید آقای معلم را کشت "

 

و معلم که عصب ها یش

 

از هیاهوی کلاس

 

و ز تکا پوی معاش

 

سرخ و گلگون شده بود

 

رفت و با سم قوی خود را کشت

 

با همان سم که در مدرسه اش

 

توی اشکاف اتاق شیمی

 

" زینتی بود نفیس "

 

و از آن پس همه دانستند که

 

" زندگی هیچ الفبایی

 

بسته با زندگی فرد معلم نیست ... "

 

 

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
مریم

ای ول - تو اينا رو از کجا گير مياری؟

ehsan

آهوي روزگار نه آهوست اژدر است آب هوا و حرص نه آب است آذر است زاغ سپهر گوهر پاك بسي وجود بنهفت زير خاك و ندانست گوهر است ...

ماهان

...

shirin

من ريزرونيفتم خيليه! ......تازگيازيادمی يای بهم سرمی زنی....

یاسمن

:) ... ای الهام خانووووووووووووووووووووم.