دل آسمون گرفته..

 

نمی دونم چرا بهار امسال با سال های پیش از زمین تا آسمون متفاوته ، پس کجاست اون بهار آفتابی .. به آسمون که نگاه می کنم می بینم گرفته ، اخمام می ره تو هم...حتی بارون هم اون بارون لطیف بهاری نیس ، ..صدای رعد و برق ... آسمون هم عصبانیه .. و دلم بیشتر می گیره وقتی روز بعد شاخه های شکسته ای رو می بینم که تازه داشتن شکوفه می زدن .. دلم تنگ شده واسه فوت کردن یه گل قاصدک ، واسه دیدن چند دقیقه ای یه شقایق ، دلم تنگ شده واسه دیدن یه غروب خورشید لب ساحل ...آسمون دل منم ابریه ، شاید وقتشه بباره و سبک بشه ...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
مريم

ای بابا ! ما که دلمون گرفته ، داريم يه آهنگ مناسب برای گريه هم گوش ميديم ، تو هم که اينا رو نوشتی !

manirazavi

سلام گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون اينه ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو اگه فقط فکر کنيم که زندگی کسل کننده است حتما افسرده می شيم چون واقعا کسل کننده است بايستی با اتفاقهای خيلی کوچک و کم اهميت در زندگی خوشحال شد مگر چند اتفاق بزرگ تو زندگی ما اتفاق می افته مثلا يکيش اينکه که ازدواج کنی !!! فقط اولش اتفاق بزرگیه!!!

شیرین

شایدم وقتشه یه کاری کنی که از دلتنگی در بیاد ! خوب اونم آدمه دیگه !