سلام <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

راست میگین اینجا روچند وقتیه که تار عنکبوت گرفته .... راستش یه کم خسته شدم .. نه از

 

نوشتن .. نه از اینجا ...فقط  یه کم فرصت می خوام تا بتونم دوباره شروع کنم .. یه کم

 

فرصت تا خستگیمو پس بزنم ... نوشتن تو این حجم سفید یه بخش از زندگیم شده ، پس خیلی

 

زود میام تا دوباره با نوشته ها زندگی کنم ...

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
farbod

الهام خانم امیدوارم هر چه زودتر بتوانید خستگی ها یتان را پس بزنید ودوباره نوشتن را آغاز کنید و نگذارید که باز هم این حجم سفید که بخشی از زندگی شماست باز هم تار عنکبوت بگیرد. ممنون

ياسمن

:) تار عنکبوت ها بعضی وقتا خطری ان .. بپا تو دست و پات رو نگيرن !

manirazavi

سلام خسته نباشید من برخلاف بقیه می خواهم راجع به تار یحیی !!! حرف بزنم. واقعا زندگی توی تهران !!! بخصوص ... دو زدن برای زنده ماندن!!! ادمو خسته می کنه!!! ولی این هم دلیل نمی شه که برای خودت یه ثانیه وقت نذاری!!!

manirazavi

البته يادم رفت بگم!!! تو چه ارمغانی اريی که به دوستان!!! فرستی چه از اين به ارمغانی که تو خويشتن بيايی. خيلی وقت نمی بره!!! بخصوص اگه ادمها در محل کارشون بنويسن يا ميل چک کنند!!! اونوقتا ما از اين کارا می کرديم

میلاد

گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی. هنوز هم یک سلام ساده میتواند سر اغاز پرسه ای غریب در کوچه باغ زندگی باشد.