تولد مامان!

همه ..<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر ان چه که از دل و دستشان بر می امد کردند..

کوتاهی اما..نه!

خواهر..خواهری    برادر..برادری

رفیق..رفاقت

دشمن که نه!(هیچکس دلش را که کف دستش ننهاده..) بگذریم!

باری حرفها شنیدم ..دشنامها

زخم ها زدند و زخمه ها...

همه و همه

هیچکس کم نگذاشت...کم فروشی هم نکردند

تنها نمی دانم چرا

این همه را باور نمی کردم و ندارم....هنوز هم!

شاید به راستی این جان پریشان

سزاوار این همه بود و هست و من نمی دانستم!

اما این را خوب می دانم

مادری هست ...که هر چه دارم از اوست...

 

الهام..

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
گلناز

و ما چه کرديم؟ آيا ما سزاوار باورت نبوده و نيستيم؟

گلناز

و ايا رفقا برای هم مثل خواهر وبرادر نيستند؟

گلناز

و آيا خواهر و برادران خونی هم حتی گاهی يکديگر را پريشان نمی سازند؟ و سپس فراموش می کنند زخمها را هر دو . تا زندگی را در کنار هم روشن و زيبا به نظاره بنشينند.

گلناز

و حتما برتر از هر کس و هر چيز مادرت است. بزرگ و مهربان و يگانه.

گلناز

ولی رفيق...رفقا را از ياد مبر و چون به سوی آنها باز گردی با آغوش گرم استقبالت خواهند کرد....

گلناز

مامان الهام...تولدتون خيلی خيلی مبارک...ايشالا هميشه برای هم بمونيد. خوش و خرم.

مریم

من از همين جا تبريک ميگم به الهام با اينهمه استعداد نويسندگی (که من تا حالا کشف نکرده بودم) / تولد مامان الهام هم خيلی خيلی مبارک....... ان شا الله خدا سال های سال شما رو برای هم نگه داره و اينکه واقعاْ هر آنچه داریم از اوست.......

idless

مامان الهام ..(به سبک همون کارت های روز معلم :)) ‌) تولدتون مبارک ...

shirin

تولدمامان جان روبازهم بهشون تبريک بگو.اميدوارم سالهای سال همراه بامامان و جينگول پتا هات(!!!!!!!!) لحظات سرشار ازعشق روداشته باشيد