دلم سوزد به سرگردانی ماه<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

که شب تا روز پوید این همه راه

سحر خواهد در آمیزد به خورشید

نداند چون کند با بخت کوتاه !

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
ماهان

شايد عاشق حل شدن در نور خورشيد باشه !!

manirazavi

سلام مثل اينکه نوشتن در وبلاگها کار حضرت فيله!!! نکنه فقط موقعی که غمگينی می نويسی؟ ببين يه شعر قشنگ از حافظ البته من سعدی رو بيشتر دوست دارم! هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمر کس را وقوف نيست که انجام کار چيست/زاهد شراب کوثر و حافظ پياله خواست تا در ميانه خواسته کردگار چيست.اين بيتشو بيشتر از همه دوست دارم پيوند عمر بسته به مويست هوش دار غمخوار خويش باش غم روزگار چيست

manirazavi

چنان نشسته کوه در کمين دره های اين غروب تنگ که راه بسته می نمايدش جهان بيکرانه را تو با شمارگان عمر ما مسنج که پيش او دمی است اين درنگ دردو رنج به سان رود که در کمين دره سر به سنگ می زند رونده باش اميد هيچ معجزی به مرده نيست زنده باش.

manirazavi

سلام روزها واقعا کسل کننده شدند!! هوا بد است تو با کدام باد می روی چه ابر تيره ای گرفته سينه تو را که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شود. البته خودمو می گم. دانشگاه اميرکبير واقعا دانشگاه بی خوديه اسمشو بگذارن امی صغير. خنده داريش اينه که فکر می کنن قطب قدرت اند!!!! البته مثل اينکه قطب مکانيک هم شدند!!!