...

 

گوهر خود را مزن بر سنگ هر نا قابلی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

صبر کن گوهرشناس قابلی پیدا شود

 

/ 8 نظر / 2 بازدید
BABA Leng Deraz !!!

خيلی مفهومه جالبی داشت .... به من هم سر بزن ....

ماهان

اخسنت...

manirazavi

سلام قشنگ بود. با عرض تسليت نسبت به ارسال پرونده هسته ای به شورای امنيت!!!

manirazavi

پر کن پياله را که اين جام اتشين ديريست که ره به حال خرابم نمی برد اين جام ها که از پی هم می شود تهی دريای اتش است که ريزم به کام خويش گرداب می ربايد و ابم نمی برد من با سمند سرکش و جادويی شراب تا بيکران عالم پندار رفته ام ... ديگر شراب تا کنا بستر خوابم نمی برد هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه الوده دور دست پرواز کن تا دشت غم انگيز عمر من انجا ببر که شرابم نمی برد....

manirazavi

چقدر دير به دير مي نويسی من بايد باور کنم که ادمها اينقدر سرشون شلوغه که نمی تونن حتی توی وبلاگ خودشون بنويسن!!!

ehsan

گشتم و گشتم دنيا رو گشتم عزيزم تا تو رو ديدم ... D:

you

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق ز هر بی سرو پايی نکنيم