دلم خیلی گرفته

در آن شبان تار ؛ هیچت خبر گذشت از آن شکسته یار.

از آن که بعد تو؛ جز نام و یاد تو هیچش نبوده است

خوابش نبرده است.

 

 آه ای پدر سلام ! ای خفته در حر یر. ای مرد روزگار!

هم دختر توام ؛ هم آن شکسته یار.

آه هی پدر بیا؛ آه ای پدر ببین.

قلب مرا چطور بشکسته روزگار..... .

 

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
پسرک

این بازی روزگاره اما مثل بچه خنگا بازی میکنه رحم سرش نمیشه

گلناز

ًWho broke your heart honey?![ناراحت] آبجی شوما یه کلمه بو گو ما ......ش کنیم

بابا لنگ دراز

مثل همه ی نوشته هات خیلی قشنگ بود و دلنشین ... راستی چقدر هوادار داری [اضطراب] یادم باشه من اذیتت نکنم کهمنو می کشن اینا [نیشخند] [پلک]

میترا لبافی

آدم که همیشه دلتنگ است ...اما این دردها هم خودش مضاعف می کند.

شیرین

می کشمش این روزگارو

نیما

خیلی قشنگ بود. نبینم دلت بگیره [لبخند]

از حاشیه تامتن

كنار دريا، با آب همزبان بودم . ميان توده رنگين گوش ماهي ها، ز اشتياق تماشا چو كودكان بودم ! به موج هاي رها شادباش مي گفتم ! به ماسه ها، به صدف ها، حباب ها، كف ها، به ماهيان و به مرغابيان، چنان مجذوب، كه راست گفتي، بيرون ازين جهان بودم . نهيب زد دريا، كه : - « مرد ! اين همه در پيچ تاب آب مگرد ! چنين درين خس و خاشاك هرزه پوي، مپوي ! مرا در آينه آسمان تماشا كن ! دري به روي خود از سوي آسمان واكن ! دهان باز زمين در پي تو مي گردد ! از آنچه بر تو نوشته ست، ديده دريا كن ! زمين به خون تو تشنه ست ، آسماني باش ! بگرد و خود را در آن كرانه پيدا كن باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد از مطالبت لذت بردم خوشحال مي شم به من سر بزني