RED LINES

 

من سکوت خویش را گم کرده ام !

 

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من ، که خود افسانه می پرداختم ،

عاقبت افسانه مردم شدم !

 

ای سکوت ، ای مادر فریاد ها ،

ساز جانم از تو پر آوازه بود ،

تا در آغوش تو ، راهی داشتم ،

چون شراب کهنه ، شعرم تازه بود .

 

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یاد ها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ، ای مادر فریاد ها !

 

گم شدم در این هیاهو ، گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من ؟

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من !

نوشته شده در شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط Elham نظرات () |