RED LINES

نمی دونم بحث از کجا شروع شد که به اینجا رسیدیم ..!!!!

داشتیم مثه خیلی وقتای دیگه راجع به مسایل ساده حرف می زدیم ، مگه نه ؟

ولی...

یه دفعه رفتیم تو یه عالم دیگه... گم شدیم تو دنیای ساده بچگی...

تو دنیایی که هر چی تو دل آدم کوچولو هاش بود ، پاک بود ..

آره !

همون جا بود که من راجع به اون حرف زدم ، یادتونه !!!؟

راجع به یه دوست خوب .. که متعلق به اون دنیاست .. حتی الان ..

خوب می دونین ، شاید بخندین ..

ولی دوست خوب من یه قلب داره از پارچه و پشم شیشه ... آخه اون یه عروسکه

یه خرس سفید و کوچولو ..

یا به قول بچه ها

..... یه خرس خوب .....

نمی دونم ، شاید باور نکنین ..

ولی یه قلب پارچه ای خیلی وقتا می تونه بهتر از یه قلب به ظاهر واقعی باشه ..!

واسه همین من می دونم هیچ وقت ، هیچ خرس خوب دیگه ای ، جای خرس خوبمو نمی گیره..

اما شاید ، یه زمانی ..

تو یه دنیای دیگه ؛ تو یه عالم متفاوت !!

یه دوست خوب ، از یه جنس دیگه ...

شاید فقط روزی ..

 

نوشته شده در یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٤ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط Elham نظرات () |