RED LINES

ادامه...

 

 هنوز قامت پر صلابت ان درخت شکوهمند در اینه ذهنش بوضوح می درخشید.چناری بود با گستره بی نظیر شاخه هایی که سر به عرش داشتند و ریشه هایی ستبر که فرو می رفتند تا دل خاک.پرندگان بر شاخه هایش اشیان می کردند..و رهگذران خسته در حریم سایه اش می اسودند.در شکاف تنه اش سموران سنجاب ها می زیستند و در پناه ریشه هایش موشها و خر گوش ها لانه می کردند.اری ان چنار را که سرافرازترین درخت ان دشت بود همواره به خاطر داشت.

***

و نیز ان کاکلی عزیز را که چون از پرواز روزانه باز می گشت.نمی نشست به قرار و نمی خواند به عشق مگر روی همان شاخه که حال درین غربت سرد چیزی نبود مگر مترسکی اندوهگین و بی پناه..وهم انگیز و مضحک.

***

مترسک نیز کاکلی اش را چنان دوست می داشت که گویی زندگی تنها مجموعه ان لحظاتی است که او برایش اواز می خواند و گرمای وجودش را به او می بخشد.

***

اما افسوس که ان روزهای سرشار و رنگین به یک دم دیگر شدند..به سیاهی نشستند و در اندوه فرو رفتند.

***

بواقع ماجرا در یک لحظه اتفاق افتاد..اما شرنگ ان برای همیشه کامش را تلخ کرد.

***

در روز حادثه..دشت مانند همیشه زیبا بود و همچون نگینی از زمرد زیر افتاب پر بار و مهربان می درخشید.کاکلی به پرواز روزانه رفته بود و شاخه..مسحور شوکت افتاب و تسلیم عطوفت نسیم..به انتظار بازگشت او نشسته بود که ناگاه تبری فرود امد..صدایی برخواست و دردی جانکاه وجودش را در هم پیچید و همه جا در سیاهی فرو رفت و او نقش بر زمین شد.

***

بعد از ان را بخاطر نمی اورد تا که سرانجام خود را بازیافت..اما نه به قامت شاخه سبز یک درخت تناور..که مترسکی تنها و میخکوب بر زمین.همیشه وقتی مرور خاطره هایش به اینجا می رسید..اندوهی سنگین بر جانش مستولی می گشت.انگاه از سر دلداری به خود می گفت:

 

"مترسک..این همه غصه برای چیست؟همه چیز

بزودی تمام می شود.تو اولین مسافر بادهای

خزانی ."

***

پس صبوری پیشه می کرد.به انتظار می نشست تا که خزان بیاید و به ان کابوس برای همیشه پایان بخشد و با خود عهد می کرد تا رسیدن ان زمان..دست از مرور خاطره ها بشوید و گذشته ها را از یاد ببرد.

***

اما نمی توانست..که تنها گرمابخش وجودش..در این سکوت و سرمای عزلت..یاد کاکلی مهربانش بود.

***

و خاطره شکوه ان چنار روییده بر وسعت ان دشت سبز.

***

 

ادامه دارد..

 

نوشته شده در یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۳ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط Elham نظرات () |